یکی از دلایل حضور روح در قالب مادی کسب تجربه و لمس حالات احساسی مورد نیاز جهان روحی بوده و ........

با وجود جاودانگی روح و حیات که ادامۀ آن سرنوشت بی چون و چرای خلقت است انسان همواره به دنبال عمر جاودان بوده تا همیشه در این جهان باقی بماند و ........

در دنیایی که وجود انسان ها کم ارزش تر از برگ زرد شده درختان می شود و یا زبان هستی بخش عصیان کرده و به هر سو بی هدف می چرخد و چشمانی که شاهکار خلقتند و نشان دهنده صداقت و پاکی نظاره گر فاسدترین ها می شوند و در دنیایی که اصالت در سردرگمی به سر می برد و جایی برای خود نمی یابد و در دنیایی که هیچ چیز را در جای خود نمی توان یافت که چگونه بافته ی این خلقت شگفت انگیز به دست مخلوق رشته شده و به سوی نیستی روانه گشته ، حال در این تنگنا و در این تلاطم چه باید کرد آیا باید خود را به دست این امواج خروشان سپرد تا به هر سو که خواست ببرد و به مرز نابودی و فنا بکشد و یا اینکه باید به خود آمد و این اندک داشته ی با ارزش را نگه داشته و آن را تقویت کرده و در مسیر صحیح که از آن منحرف شده بازگرداند و ملتمس یگانه خالق هستی گشت که الطاف بیکران الهی خود را از ما دریغ ننماید و چشمان ما را بر روی حقایق هستی باز کند .