تبلیغات تجربه ای از مرگ در تصادف.........

خانم جوانی با اتومبیل خود به سمت محل کارش در حرکت بود که ناگهان با اتومبیلی که از روبرو می آمد برخورد کرده و در اثر شدت تصادف از اتومبیل به بیرون افتاده و در همان لحظه احساس سبکی کرده و خود را در ارتفاع بالاتر از سطح زمین می بیند این دختر جوان می گوید جسد خودم را می دیدم که در کنار جاده افتاده بود و کمی آنطرف تر در لابلای شمشمادها کیف و یکی از کفشهایم را می دیدم با آمدن آمبولانس و کمک امدادگران جسد مرا به بیمارستان انتقال دادند و من هم به دنبال جسم خود می رفتم در بیمارستان چند دکتر مشغول مداوای من شدند مادر و خواهرم را دیدم که در اتاق انتظار نشسته بودند و صحبت میکردند خواهرم گفت که در محل تصادف کیف و مدارک شناسائی بیدا نشدند و من بعد از چند ساعت که به هوش آمدم ماجرا را برای آنها تعریف کردم و در صحت گفته هایم از آنها خواستم به محل تصادف بروند و با دادن نشانی دقیق محل کیف آن را بیاورند و آنها وقتی به محل تصادف رسیدند با کمال تعجب کیف را در همان محل که گفته بودم یافتند و وقتی جریان گفتگو میان مادر و خواهرم را برایشان گفتم همه چیز را بذیرفتند .