تبلیغات این حادثه عبارت از شبحی بوده که در منزلی که قبلا سکونت داشته ظاهر شده................

شاهد قضیه می گوید من در طبقه هم کف یکی از ساختمانها اقامت داشتم که سه اتاق داشت و همه درها بسته بود و من مطمئن بودم که کسی نمی تواند درها را باز کرده به انجا داخل شود هنگامی که من به تنهائی رختخواب خود را برای خواب اماده میکردم احساس نمودم که در این اتاق غیر از من کسی دیگر هم هست وقتی که برگشتم دیدم جوانی در وسط اتاق ایستاده به من نگاه میکند مثل اینکه می خواهد چیزی به من بگوید من به او گفتم اینجا خانه من است تو اینجا چکار می کنی؟ یک لباس روشن پوشیده بود یش از انکه من او را بشناسم از نظر محو شد من عادت داشتم هر صبح یکی از همسایگان را ملاقات میکردم همینکه فردا صبح پیش او رفتم داستان را برایش گفتم به محض اینکه حرف من تمام شد دیدم رنگ ان خانم تغییر کرد و به من گفت چند مدت قبل همین جوانی که گفتی در همان طبقه ای که تو اکنون نشسته ای می نشست و در انجا هم مرد یک زن جوان را با یک طفل تنها گذاشت